همین فقط که جلسه دفاع 3 روز پیش تشکیل شد و خیلی بد بود برام
خراب شد
همه چی بهم ریخت
همه چی رو باید از نو شروع کنم
9 ماه دوباره
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
خیلی خرابم
نوشته شده توسط قلم زندگی در شنبه 9 اردیبهشت1391 ساعت 12:37 موضوع | لینک ثابت
خدایا هر چی فکر میکنم یه روز خوشم خاطره ندارم
هر چی بوده بد بوده
:(
نوشته شده توسط قلم زندگی در یکشنبه 28 اسفند1390 ساعت 10:26 موضوع | لینک ثابت
خداجون اصلا حال و هوای عید نیست برام
نمیدونم چرا
شاید به خاطره سرگردمی آخه اینجا که نمیشه مثل خونه باشه
خدایا روزی 10-20 تا بیشتر ایمیل میزنم تا یه استادی بالاخره منو قبول کنه برای دانشجوی دکترا
اگه نشه پولی که ندارم مجبورم برگردم و همه چی رو از صفر شروع کنم
خدایا جوابم نکن ...
جوابم نکن مُردم از ناامیدی
شاید عاشقم شی خدا رو چه دیدی
خیال کن جواب منو دادی اما
عزیزم جواب خدا رو چی میدی
همینجوری اشکام سرازیر میشن
دیگه از خودم اختیاری ندارم
من از عشق چیزی نمی خوام به جز تو
ولی از تو هیچ انتظاری ندارم
نوشته شده توسط قلم زندگی در پنجشنبه 25 اسفند1390 ساعت 13:36 موضوع | لینک ثابت
باید رفت...
عاقبت باید گفت:
با لبی شاد و دلی غرقه به خون
كه خداحافظ تو . . .
گر چه تلخ است ولی باید این جام محبت بشكست
گرچه تلخ است ولی باید این رشته الفت بگسست
باید از كوی تو رفت
دانم از داغ دلم بی خبری
و ندانی كه كدام جام شكست
كه كدام رشته گسست
گرچه تلخ است پس از رفتن تو خو نمودن به غم و تنهایی
عاقبت باید رفت.
عاقبت باید گفت:
با لبی شاد و دلی غرقه به خون
که خداحافظ تو....
نوشته شده توسط قلم زندگی در چهارشنبه 25 آبان1390 ساعت 9:58 موضوع | لینک ثابت
دوباره دلم شکست...از همان
جای قبلی...
کاش میشد آخر اسمت نقطه گذاشت تا.!
دیگر شروع نشوی.....کاش میشد فریاد بزنم: "پایان"...
دلم خیلی گرفته.....
اینجا نمیتوان به کسی نزدیک شد!
آدمها از دور دوست داشتنی ترند..........
نوشته شده توسط قلم زندگی در یکشنبه 10 مهر1390 ساعت 5:55 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

رفتیم سر کاره ولی نه پولش اونقدی بود که فکر میکردم
و خیلی هم وقت گیر و خسته کننده بود. اومدم بیرون!
..........................
الان تو خارجم دارم فوق می خونم عمران
تو فکر اینم که کنار درس کارم کنم
یه کاری اینجاست که با 3-4 روز کار 400تا500تومن گیرم میاد
منتهی اگه برم خیلی وقتمو میگیره از درسه میمونم
هنوز تا اکتبر 2010 فقط درس می خونم
........................................
اینم فکر و خیال سالهای قبلم بوده !
چی فکر میکردم چی شد کجا می خواستم برم کجا اومدم !
........................................
درسم بیشتر از 1 سال میشه که تموم شده
عمران خوندم و 23 سالمه و تهران
الان کار میکنم تو فکر زدن یه شرکتم . . .
اسمه اینجا هم که برگ های زندگیه و خوب نویسنده شم
معلومه دیگه . . . قلم زندگی
..................................
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
آرشيو
طراح قالب
POWERED BY